محمدطاها جانمحمدطاها جان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

محمدطاها موقشنگ

136. مادرانه:

              دو چیز در دنیا بهتـرینند گریستــن از سر شوق و خندیدن از ته دل هردو برای تو باشند جان مادر آرزویمان برایت همین است. دنیایمان را میدهیم برای لبخندت... هراسی نیست...شاد که باشی... دوباره دنیا ازآن ماست. ...
6 آذر 1392

135. خود کفایی گل پسر:

سلام به نفس مامان: امروز اومدم تا از کارهات برات بگم:   گل پسری 2روز هست که دوست داری خودت غذا بخوری . در کل دوست داری همه چیز رو خودت بخوری. وقتی بهت خرما میدم  نمیخوری و با اشاره میگی بده و بعد از دستم میگیری و میخوری.     گل پسری با کارهایی که انجام میدی متوجه هوش زیادت میشیم و این خیلی لذت بخش هست. هر کاری رو اگر 1 بار جلوت انجام بدیم سریع یاد میگیری.   گل پسری بازی با حبابهای آب رو خیلی دوست داری .   وقتی ببینی داریم نماز میخونیم میای مهر رو بوس میکنی و بعد سرت رو  میزاری روش.   وقتی بهت میگیم دختر عمه زینب چکار میکنه لب هات ...
6 آذر 1392

134. بازی و شیطنتهای گل پسری_ طبس :

بازی با دختر عمه ها:         طفلک زینب جون رو یکسره گازش میگرفتی و اذیتش میکردی.     گل پسری عاشق تلفن: چون تلفن بی سیمی باباجون رو برمیداشتی سریع پرتاب میکردی برای همین باباجون یک تلفن دیگه بهت دادن ‚ سیم این تلفن بدبخت  رو هم اینقدر کشیدی که سیار شد.   در ضمن مامان جون این ستون رو بخاطر شما گل پسر بستیم که وقتی بهش بخوری صدمه نبینی:   طریقه جدید نشستن رو صندلی:         گل پسر در حال دونه دادن به مرغها: ...
3 آذر 1392

133. کارهایی که گل پسر انجام میده_ طبس:

چون علاقه زیادی به قابلمه داری عمه جونی هم یک قابلمه بزرگ برات آورده تا بازی کنی:             گل پسر علاقه مند به انواع  سبد :              گل پسر مشغول طبل زدن :     بازی با چکش طبل :     گل پسر آماده برای دردر رفتن:         گل پسر در انتظار:     گل پسر در تلاش برای روشن کردن کلیدهای برق:       اطمینان حاصل کردن از...
3 آذر 1392

132. عکسهــــــــــــای محــــــــــــــــرم :

گل پسر آماده برای رفتن به مراسم عزاداری امام حسین:               محرم 1391: گل پسری اولین باری که رفتی طبس محرم پارسال بود که 2 ماه و  10 روزه  بودی و بابا جون برات گوسفند قربانی کردند.         عمه جونی هم برات لباس علی اصغر گرفته بودند.           اینجا هنوز گردن نمیگرفتی:           بابایی هم گلهای نخل رو برات جمع کرده بودند .      ...
2 آذر 1392

131. کنترل قد و وزن گل پسری:(طبس)

سلام سلام گل پسر مامان:  گل پسری دیروز صبح از طبس برگشتیم . تو این مدتی که اونجا بودیم  بهت خیلی خوش گذشت چون یکسره با عمه جونی دردر  بودی   و اینکه با دختر عمه ها بازی میکردی. کلی هم دوچرخه سواری کردی.   چند روز پیش با عمه جونی برای چکاب بردیمت مرکز بهداشت. وزن :  800 :15 کیلو                    قد:86 سانت چون خیلی راه میری فکر نمیکردم وزن اضافه کنی اما خدارو شکر  مثل همیشه رشدت خوب بود.     کارهایی که انجام میدی: ...
2 آذر 1392