محمدطاها جانمحمدطاها جان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

محمدطاها موقشنگ

94. مادرانه های من برای تو:

پسرم ... امروز در آخرین روزهای اولین سالگرد زندگیت  یك پاییزو یك زمستان، یك بهارو یك تابستان، رالحظه به لحظه دیدی زندگی کردی ... از این پس .... همه چیز جهان ....تكراریست ... همه چیز ...... جز مهربانی ... "نیما یوشیج"   و مادر همین روزها و همیشه از این مهربانی حرف ها با تو دارم.       ...
10 شهريور 1392

93.آخ جون عکس:

  اول سلام میکنم:   بعد شروع میکنم به بازی:         وحالا موش میشم:          وحالا نوبت به شیطنت هست. آخ جون چه کیفی داره:           فدای گل پسر بشم که موهاش سیخ سیخی شده: آفرین روشو بگیر کسی نبینه.     دیروز بعد از اینکه از حمام اومدی به مدت چند دقیقه تنهات گذاشتم وقتی اومدم دیدم چیزی تو دهنته و ... عکسها نمایانگر شیطنتهای گل پسر هست:      روی اسفنج:       پشت اسفنج:...
6 شهريور 1392

ادامه ی کارهای گل پسرم.

راستی مامان جون فراموش کرده بودم که این کارهاتو هم بنویسم اینکه: _ وقتی نی نای نای میکنی با کمرت هم میرقصی یعنی کمرت رو بالا و پایین میکنی. _ وقتی میخوای بگی بیا ، دستهای کوچولوی نازت رو باز و بسته میکنی. _ وقتی الکی گریه میکنیم میای و نازمون میکنی.
5 شهريور 1392

91:خبر خبر همگی خبر:

دیروز برای اولین بار گل پسرم تونست خودش به تنهایی 3 قدم برداره. فدات بشم مامان جون که اینقدر شیرین شدی و شیرینکاری میکنی. خدارو شکر که هنوزکتاب خوندن رو دوست داری. مخصوصا کتابهای نی نی کوچولو  و تاتی کوچولولو رو چون بصورت شعرهست. وقتی برات کتاب میخونم با دقت گوش میدی.   ...
5 شهريور 1392

90: کارهای گل پسرم:

کارهای گل پسرم: آخ جون دوباره شیطنت:     اینجا صدات کردیم برگشتی تا ببینی چکارت داریم:       گل پسر مشغول تلاش برای پایین آمدن از مبل:       قربون این طرز نشستنت بشممممممم من:     هلاک وخسته بعد از این همه شیطنت:      ...
2 شهريور 1392

89. شیطنت:

یک اتفاق: الهی فدات بشم مامان جون که اینقدر شر و شیطونی. بعد ازچند وقت دیروز عصر اومدم تا خونه رو جارو برقی   بکشم آخه شما گل پسر نمیزاری و میای جارو   رو ازم میگیری خلاصه اینکه اومدم پشتی هارو جا بجا کردم و شروع کردم به جارو کشیدن و با این حال یکسره حواس م بهت بود تا اینکه دیدم دستت رو به یک پشی گرفتی که روی   سرامیکها هست تا اومدم بگیرمت پشتی از زیر پات  سر خورد    و شما گل پسر سرت خورد به لبه دیوار و  کبود ...
29 مرداد 1392