محمدطاها جانمحمدطاها جان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

محمدطاها موقشنگ

58. براي پســـــــــــرم:

1392/4/16 17:32
نویسنده : مامان سعیده
236 بازدید
اشتراک گذاری

براي پســـــــــــرم:

 

ماه من ، غصه چرا ؟!


آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز


مثل آن روز نخست


گرم و آبي و پر از مهر ، به ما مي خندد !


يا زميني را که، دلش ازسردي شب هاي خزان


نه شکست و نه گرفت !


بلکه از عاطفه لبريز شد و


نفسي از سر اميد کشيد


و در آغاز بهار، دشتي از ياس سپيد


زير پاهامان ريخت ،


تا بگويد که هنوز، پر امنيت احساس خداست !


ماه من غصه چرا !؟!


تو مرا داري و من


هر شب و روز ،


آرزويم ، همه خوشبختي توست !


ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن


کارآن هايي نيست ، که خدا را دارند ...


ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزي، مثل باران باريد


يا دل شيشه اي ات، از لب پنجره عشق، زمين خورد و شکست،


با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن


و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست !


او هماني است که در تار ترين لحظه شب، راه نوراني اميد


نشانم مي داد ...


او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد، همه زندگي ام ،


غرق شادي باشد ....


ماه من !


غصه اگر هست ! بگو تا باشد !


معني خوشبختي ،


بودن اندوه است ...!


اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور


چه بخواهي و چه نه ! ميوه يک باغند


همه را با هم و با عشق بچين ...

ولي از ياد مبر،


پشت هرکوه بلند ، سبزه زاري است پر از ياد خدا


و در آن باز کسي مي خواند ،


که خدا هست ، خدا هست


و چرا غصه ؟ چرا !؟!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

اشنا
17 تیر 92 15:58
لطفا از پسرتون عکسهای جدید بزارین






اتفاقا عکس زیاد گرفتم اما فرصت نکردم بذارم.