137.کارهای شیطونک مامان:
_راستی مامان جون فراموش کرده بودم که بگم از 1 سالگی هواپیمارو
میشناسی و هرجا ببینی با اشاره و اه اه کردن به ماهم نشون میدی.
_فعلا از دیدن تلویزیون محروم هستیم چون وقتی تلویزیون روشن باشه
شما گل پسر میای و یکسره خاموش و روشن میکنی.




دیگه لامپهای خونه عزیزجون از دست گل پسر در امان نیستن.


راستی مامان جون فراموش کرده بودم که بگم به چوب پر هم علاقه داری.
گل پسر در حال نظافت:



چه بازی خوبیه مامان که با چوب پر توپ بازی کرد:







گل پسر در حال تماشای تلویزیون:
من عاشق این طرز نشستنتم پسر.


گل پسر تو عمق برنامه تلویزیون :





قربون این دستای کوچولوت که اینقدر خوشگل سیب زمینی رو گرفته.
با3 انگشت.


دیگه ضبط هم اسباب بازی گل پسری شده:
اول با پاهات درش رو باز و بسته میکنی:


بعد هلش میدی که بره عقب:

بعد که جا باز شد میری میشینی کنارش:

واقعا خسته نباشی مامان جون .
















137.کارهای شیطونک مامان:
