175. عکسهای مسافرت گل پسر. طبس:
شیطنتهای گل پسر تو قطار :

![]()
چند روز اول هوای طبس خیلی خوب و بهاری بود. وقتی دیدی مامان جون
پای شیر آب هستند تو هم سریع خودت رو رسوندی تا آب بازی کنی.

![]()

![]()
گل پسر در حال فرقون سواری به کمک عمه جونی ونشون دادن کبوتر:

![]()
گل پسر مشغول نقاشی:

![]()
بدون شرح:

![]()
قربون اون ژست گرفتنت:

![]()
گل پسر در حال تماشای برنامه عمو پورنگ :

![]()
و در ادامه برنامه بلند شدی و شروع کردی به رقصیدن:

![]()
هنر نمایی و گرفتن بطری با دهن بدون کمک دستها:

![]()
گل پسری هنوز خیــلی زوده که بخوای جــای باباجون رو بگیــری و بشی
رئیس بانک:

![]()
بازی با دختر عمه ها و ساختن خونه با پشتی ها:

![]()
![]()
قربون اون تمرکزت بشم که همچین خوشگل رفتی تو گوشی:

از بین مبلها رفتی داخل:

اومدم بگم این گلدون رو بردارید:


حالا میام بیرون:


کمک به عمه جونی:


روزی که بابایی برای کشیک حرمش اومد مشهد تو هم دلت گرفته بود و
رفته بودی زیر میزنهارخوری و یکسره بابا بابا میگفتی:(فیلمش هم موجوده)

راستی مامان جون این دوچرخه رو باباجون برات خریدن که بازی کنی :



یکسره به زینب جون اشاره میکردی که بیاد رو چرخت بشینه و تو هم
پشتش بشینی.

فردا صبحش که از خواب بیدار شدی سریع اومدی کنار چرخت :




این اولین کفشی بود که با عمه جونی تابستون برات خریدیم اما چون برای
پاهات بزرگ بود استفاده نکردی و الان اندازه پاهای خوشگلت شده.

این عروسک هم مامان جون از همسایه شون برات خریدن:


اینهم عروسکهای
ملیکا و زینب




175. عکسهای مسافرت گل پسر. طبس:
