محمدطاها جانمحمدطاها جان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

محمدطاها موقشنگ

106. رویش پنجمین مروارید:

_جوانه زدن پنجمین دندان در  ١   سال و   15  روزگی . (بالا_ سمت چپ)      مبارکت باشه عزیز تر از جونم.  دیروز عصر داشتم شما گل پسر رو میخوابوندم که دیدم یک چیزی تو دهنته فکر کردم نان هست وقتی دقت کردم دیدم یک مروارید کوچولویه. الهی فدات بشم مامان جون که 2 روز هست تب کردی و نمیدونم بخاطر واکسن1 سالگیت بود یا بخاطر دندونات گل پسری.        دوستــــتـــــــــ دارمـــــــ دیــــــوونــــــــه وار    ...
6 مهر 1392

105: دوباره شیطنت :

یکی دیگه از کارهات اینه که وقتی کنترل تی وی رو برمیداری سریع میگیری طرف تی وی تا شبکه ها رو عوض کنی.                                                آخه مامان جون اینجا که جای نشستن نیست.      دیگه باید در ورودی خونه رو از دست شما گل پسر قفل  کنم.            تمام کابینتهارو با کش بستم بجز همین که تکی هست و نمیشه بست .شما هم هر روز وسایل هاشو میریزی...
3 مهر 1392

104: عکسهای جشن تولد 1سالگی گل پسر:

امسال برات یک تولد کوچولوی خانوادگی گرفتیم گل پسر: ببخشید مامان جون که یک کم با تاخیر عکسهاتو گذاشتم.   چقــــــدر زود ١2 ماه گذشت . انگار همین دیروز بود که آمدم و خبر از آمدنت دادم . از زمینی شدنت ...   یادت می آید ؟   آن روزها ٤٩  سانت بیشتر نداشتی ... حالا شده ای یک پسر زیبا با 81 سانت قد ! شده ای یک دلربا ، عزیز جان ... شذه ای تمـــــام هستی ما!   حالا باید نوید 1 ساله شدنت را بدهم جانم . آری ، ای همه وجودم ! خواستم بگویم که ؛ تک تک لحظه های این 12 ماه برای ما ؛ پُر بود از ع شــــــ ق ، از مهـــــــربانی ، از محبت ، از زندگی ، ...
3 مهر 1392

103. کنترل سلامتی:

مراحل رشد 1 سالگی: وزن: 14.300 کیلو       قد: 81 سانت       دورسر: 46.5سانت    راستی مامان جون فراموش کرده بودم که بگم: _علاقه شدید به خوردن کتاب، کارتن ،مقوا ، کاغذ و امثال اینها رو داری. _ع اشق کفگیر و ملاقه و قابلمه و قاشق و ... هستی . هر جا که میریم کفگیر و قابلمه هاشون رو باید بدن به شما وگرنه جیغ و داد  و گریه میکنی. _وقتی میگیم الو کن دستت رو میزاری رو گوشهات و یک چیزهایی  رو میگی.   فدای این پسر باهوشم بشم .   از روز جمعه  که مامان جون و عمه جونی رفتن ...
2 مهر 1392

101. تولدامام زضا (ع).

میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت بر همگان مبارک.   دیشب چون شب تولد بود با مامان جون و عمه جونی برای نماز مغرب رفتیم حرم امام رضا . خیلـــــــــــــــــــــــــــی خیلـــــــــــــــــــــــــــی حرم شلوغ بود و شما هم یکسره بی تابی و گریه میکردی و از شلوغی میترسیدی. برای همه دعا کردیم . الهی قربونت بشم مامانی که اذیت شدی.   ...
26 شهريور 1392

100. واکسن 1 سالگی.

دیروز صبح با عمه جونی گل پسر رو بردیم مرگز بهداشت برای واکسن ١ سالگی.   شب قبلش از شدت اضطرابی که داشتم یکسره ازخواب بیدار میشدم و دلنگران از واکسنت بودم گل پسری که تب نکنی. خدارو شکر که اذیت نشدی. وقتی آمپول رو به بازوی چپت زدن منکه منتظر گریه ات بودم اما گریه نکردی و عمه جونی هم سریع بغلت کرد و بردت بیرون. الهی  فدای این پسر صبورم بشم.   دست عمه جونی هم درد نکنه که ما رو تنها نذاشت.       ...
26 شهريور 1392

99.تولد1 سالگی گل پسر قند عسل :

تولد تولد تولدت مبارک:         /   /       دست دست دست   پــســرگلمون امروز     ساله شد .   یک سال گذشت چه سال پر برکت وشیرینی بود   یک سال از فرود فرشته اسمانی به زمین گذشت  عزیزم خدا خیلی من وبابایی رو دوست داره که همچین گلی به ما عطا کرده   خــداونــدا شــکــرت .        کارهایی که انجام میدی:     _ حدود 12 قدم راه میری.         _ وقتی میگیم موهات...
21 شهريور 1392

98. پسر شیطون و شجاع:

دیشب شما گل پسر زودتر از بقیه ساعت 11 شب روی تخت خودمون خوابیدی  و نیم ساعت بعدش عمه جونی اومدن خونه مون و با وجود اینکه آروم صحبت میکردیم تا شما گل پسر از خواب  بیدار نشی یکدفعه دیدیم جلوی درب اتاق 4دست و پا وایستادی و میخندی .   من که حسابی تعجب کرده بودم آخه تا حالا تنهایی از تخت پایین نیومده بودی گرچه که قبلا بهت یاد داده بودیم که چطوری بیای پایین . بیشتر بخاطر این تعجب کرده بودم که دور تا دورت رو بالشت گذاشته بودم و شما گل پسر هم از روی بالشتها اومده بودی پایین.   قربون پـــســر باهــوشــم بشـــم من . ای یکــی یک دونـ...
20 شهريور 1392