محمدطاها جانمحمدطاها جان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

محمدطاها موقشنگ

97. اولین جدایی:

دیروز برای اولین بار به مدت 8 ساعت از هم جدا بودیم . آخه با عمه جونی و دختر عمه ها و دختر دایی بابا رفته بودیم موجهای آبی و شما گل پسر هم خونه عزیزجون  بودی. باوجود اینکه خیلی خوش گذشت اما یکسره فکرم طرف شما بود. الهی مامانی فدات بشه که وقتی رفتم دنبالت دایی و عزیزجون ازت راضی بودن.   راستی مامانی فراموش کرده بودم که این مطلب رو بگم اینکه: بخاطر خوب و عزیز و گل بودنت اغلب اوقاب گلی صدات میزنن. ...
19 شهريور 1392

96.همه چیز یادم هست:

باز دارم به اون روز مقدس فکر میکنم  به تمام آنچه که در آن اتفاق افتاد. به تو و آمدنت  !! چقدر دلم برایت پر می زد  !! چقدر چشم  به راه آمدنت بودم . یادم هست درد بود و  اشک و ناله . یادم هست دستانم در دستان پدرت بود و آن چند ساعت نبودنم را میگفتم .... یادم هست که آمدی !! آمدی و مادرم کردی ، دلم را بردی .... چقدر کوچک بودی آسمان من ، سفید مثل خود خود ماه . یادم هست قد 45 سانتی متری و صورت پف کرده ات را. یادم هست نرمی پوستت را، نرم تر از برگ گل .... یادم هست اولین شیر خوردنت را .... همان اولین شیر خوردن که بی تابش بودم ... همان مک نخسین ! همه چیز   ی...
13 شهريور 1392

95: عکسهای گل پسر:

عکسهای گل پسر: (این پست رو برای عمه جونی گذاشتم که وقتی اومدن خونمون از کارهای گل پسر تعجب نکنن.)       براتون موش شدم:      اینجا چیکار میکنی پسر؟؟ آخه کی زیر رخت اویز میشینه؟؟       الان میام مامانی.         ببین چه خوشگل خوابیدم     راستی مامانی از جلوی در اتاقم تا اینجا خودم اومدم هاااااا.   ...
10 شهريور 1392

94. مادرانه های من برای تو:

پسرم ... امروز در آخرین روزهای اولین سالگرد زندگیت  یك پاییزو یك زمستان، یك بهارو یك تابستان، رالحظه به لحظه دیدی زندگی کردی ... از این پس .... همه چیز جهان ....تكراریست ... همه چیز ...... جز مهربانی ... "نیما یوشیج"   و مادر همین روزها و همیشه از این مهربانی حرف ها با تو دارم.       ...
10 شهريور 1392

93.آخ جون عکس:

  اول سلام میکنم:   بعد شروع میکنم به بازی:         وحالا موش میشم:          وحالا نوبت به شیطنت هست. آخ جون چه کیفی داره:           فدای گل پسر بشم که موهاش سیخ سیخی شده: آفرین روشو بگیر کسی نبینه.     دیروز بعد از اینکه از حمام اومدی به مدت چند دقیقه تنهات گذاشتم وقتی اومدم دیدم چیزی تو دهنته و ... عکسها نمایانگر شیطنتهای گل پسر هست:      روی اسفنج:       پشت اسفنج:...
6 شهريور 1392

ادامه ی کارهای گل پسرم.

راستی مامان جون فراموش کرده بودم که این کارهاتو هم بنویسم اینکه: _ وقتی نی نای نای میکنی با کمرت هم میرقصی یعنی کمرت رو بالا و پایین میکنی. _ وقتی میخوای بگی بیا ، دستهای کوچولوی نازت رو باز و بسته میکنی. _ وقتی الکی گریه میکنیم میای و نازمون میکنی.
5 شهريور 1392

91:خبر خبر همگی خبر:

دیروز برای اولین بار گل پسرم تونست خودش به تنهایی 3 قدم برداره. فدات بشم مامان جون که اینقدر شیرین شدی و شیرینکاری میکنی. خدارو شکر که هنوزکتاب خوندن رو دوست داری. مخصوصا کتابهای نی نی کوچولو  و تاتی کوچولولو رو چون بصورت شعرهست. وقتی برات کتاب میخونم با دقت گوش میدی.   ...
5 شهريور 1392

90: کارهای گل پسرم:

کارهای گل پسرم: آخ جون دوباره شیطنت:     اینجا صدات کردیم برگشتی تا ببینی چکارت داریم:       گل پسر مشغول تلاش برای پایین آمدن از مبل:       قربون این طرز نشستنت بشممممممم من:     هلاک وخسته بعد از این همه شیطنت:      ...
2 شهريور 1392