96.همه چیز یادم هست:
باز دارم به اون روز مقدس فکر میکنم به تمام آنچه که در آن اتفاق افتاد.
به تو و آمدنت !!
چقدر دلم برایت پر می زد !!
چقدر چشم به راه آمدنت بودم .
یادم هست درد بود و اشک و ناله .
یادم هست دستانم در دستان پدرت بود و آن چند ساعت نبودنم را میگفتم ....
یادم هست که آمدی !!
آمدی و مادرم کردی ، دلم را بردی ....
چقدر کوچک بودی آسمان من ، سفید مثل خود خود ماه .
یادم هست قد 45 سانتی متری و صورت پف کرده ات را.
یادم هست نرمی پوستت را، نرم تر از برگ گل ....
یادم هست اولین شیر خوردنت را ....
همان اولین شیر خوردن که بی تابش بودم ...
همان مک نخسین !
همه چیز یادم هست.
جزء به جزء ، لحظه به لحظه....
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


96.همه چیز یادم هست:
