محمدطاها جانمحمدطاها جان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

محمدطاها موقشنگ

96.همه چیز یادم هست:

1392/6/13 12:35
نویسنده : مامان سعیده
229 بازدید
اشتراک گذاری

باز دارم به اون روز مقدس فکر میکنم  به تمام آنچه که در آن اتفاق افتاد.

به تو و آمدنت  !!

چقدر دلم برایت پر می زد  !!

چقدر چشم  به راه آمدنت بودم .

یادم هست درد بود و  اشک و ناله .

یادم هست دستانم در دستان پدرت بود و آن چند ساعت نبودنم را میگفتم ....

یادم هست که آمدی !!

آمدی و مادرم کردی ، دلم را بردی ....

چقدر کوچک بودی آسمان من ، سفید مثل خود خود ماه .

یادم هست قد 45 سانتی متری و صورت پف کرده ات را.

یادم هست نرمی پوستت را، نرم تر از برگ گل ....

یادم هست اولین شیر خوردنت را ....

همان اولین شیر خوردن که بی تابش بودم ...

همان مک نخسین !

همه چیز یادم هست.

جزء به جزء ، لحظه به لحظه....

 ني ني شكلك

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان آرمان
13 شهریور 92 16:15
چقدر قشنگ نوشتی......دلم تنگ شد واسه اون روزا ؛با اینکه خیلی برام سخت گذشت
زهره مامانی مرسانا
16 شهریور 92 21:19
مامی ارمیا
19 شهریور 92 11:44
سلام سعیده جون. مثه اینکه سرت خیلی شلوغه .چه کم پیدایی؟



سلام عزیزم. اره مهمون دارم.
مامی ارمیا
19 شهریور 92 13:14
خسته نباشی عزیزم.


ممنونم.