97. اولین جدایی:
دیروز برای اولین بار به مدت 8 ساعت از هم جدا بودیم .
آخه با عمه جونی و دختر عمه ها و دختر دایی بابا رفته بودیم
موجهای آبی و شما گل پسر هم خونه عزیزجون بودی.
باوجود اینکه خیلی خوش گذشت اما یکسره فکرم طرف شما بود.
الهی مامانی فدات بشه
که وقتی رفتم دنبالت دایی و عزیزجون
ازت راضی بودن.
![]()
راستی مامانی فراموش کرده بودم که این مطلب رو بگم اینکه:
بخاطر خوب و عزیز و گل بودنت اغلب اوقاب گلی صدات میزنن.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


97. اولین جدایی:
